عزیز تر از جونم امروز که دارم برات می نویسم یک آرامش نسبی سراسر وجودمون رو گرفتهو من بابایی و خود نازنینت رو. مامان جونم ببخش که تو این مدت همش ناله می کردیم که خیلی شیطون و بد قلق هستی چرا که تازه فهمیدیم مشکل خودمونیم. ذهن خودمون و روح و باطن خودمون مشکل داره. ولی نمی دونم شاید معجزه ای رخ داده باشه که خدا رو شکر ذهن بابایی رو کاملا دگرگون کرده. خدایا واسه این لطف بزرگت همیشه سپاسگزارم. پسر قشنگم بیشتر از این نمی تونم برات باز کنم ولی خودت بزرگ بشی مطمئنا همه چیزو می فهمی. فقط رشد کن و بزرگ شو که آینده خوب و درخشانی رو به بزرگی خداوند برات می بینیم. عشق زندگی ما...
ما را در سایت عشق زندگی ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 11:28